قرار بود سارا و امین از امروز همسر رسمی یکدیگر باشند اما اتفاقی تلخ ۸/۸/۸۸ را به چهلمین روز در گذشت پدربزرگ سارا تبدیل کرد.
به هم قول دادیم به خاطر بزرگتر های فامیل صبور باشیم، سر قولمان هم هستیم.
اما سارای من عقد بین تو و من خیلی وقته جاری شده...
همون روز سرد بهمن ماه سال قبل تو کافه بارانداز روبروی تاترشهر، می دونم که یادت هست.
دوستت دارم
|
+| نوشته شده توسط
محمد امین ثامنی در جمعه هشتم آبان 1388
|